به اطلاع کلیه اعضای محترم کتابخانه مسروری شهر حکم آباد می رساند جرایم دیرکرد کتاب
های که از کتابخانه امانت گرفته اید در صورت عودت آنها به کتابخانه از تاریخ
1393/04/07لغایت 1393/05/06مورد بخشودگی قرار می گیرید.
|
کتابخانه مسروری حکم آباد بخش بزرگی از کشور را می توان در کتابها پیمود اندرولنگ
| ||
|
نهمین جلسه انجمن ادبی ققنوس در ساعت 18/30 عصر روز پنجشنبه در محل سالن مطالعه کتابخانه مسروری برگزار گردید. حاضران جلسه: آقایان:رضا ملایی-علی احمدی-محمد احمدی-مهدی برقی-حسین ملکوتی- احمد عابدی خواهران:فاطمه حکم آبادی-زهره رشیدی زاده-سحر ملایی-زهرا بداغ آبادی-نگین وکیلی-ساناز حکم آبادی شرح جلسه: ابتدا آقای ملایی مسئول کانون ادبی ققنوس ضمن خیر مقدم به حضار و عرض تسلیت به مناسبت سالروز ضربت خوردن امام علی(ع) و اولین شب قدر جلسه را با خواندن سوره قدر آغاز نمودند.وسپس بنابر اعلام قبلی توضیحاتی پیرامون مولوی و سبک شعر وی دادند
و دو بیت بسیار زیبا در مورد مثنوی مولوی به شرح ذیل سروده شد. من نمی گویم که آن عالیجناب هست پیغمبر، ولی دارد کتاب مثنوی معنوی مولوی هست قرآن در زبان پهلوی سپس هیجده بیت معروف به نی نامه مولوی را در جلسه خواندند که نشان دهنده " افکار بلند عرفانی مولوی در قالب شعر و تمثیل"
هست.در ادامه آقای ملایی اشاره ای به بیت زیر داشتند که مولانا در کتاب مثنوی معنوی بیان داشته که بسیار زیبا و پر معنی می باشد حاصل عمرم سه سخن بیش نیست خام بدم، پخته شدم، سو ختم درادامه هر یک از اعضای محترم به ارائه آثار خود پرداختند:
سرکارخانم ساناز حکم آبادی که در اولین حضور خود در جلسه درباره زندگی مولوی مطالبی خوانده و سپس شعر"میوه هنر" از پروین اعتصامی را خواندند که در ذیل میخوانیم: آن قصه شنیدید که در باغ٬یکی روز از جور تبر٬زار بنالید سپیدار
سپس خانم فاطمه حکم آبادی به مناسبت شهادت حضرت علی حکایتی در مورد کرامات حضرت علی (ع) از کتاب علی ، امیر خورشید و ماه اثر محمدمرتضی اثنی عشری خواندند که بسیار آموزنده بود .
در ادامه خانم بداغ آبادی داستان زیبای خود به نام" عشق بی پایان" را خواندند که قسمت آغازین آن به شرح ذیل می باشد: به نام تک یلدای عاشق نمیدونم این عشق وعاشقی چیه که هر کی از راه میرسه میگه الهی بسوزه پدر عشق و عاشقی
آخه چرا مگه هرکسی عاشقه،کفر کرده است خب خد ا عاشق می کنه پس گنه نیست آخه منو خدا عاشق کرده.من ندیدمش اما تعریفش و زیبایی اش و اخلاقشو و قد رعناشو و جمال وکمال اونو شنیدم و عاشقش شدم.دوستام میگن عاشق باشی سرت کلاه می ره.میگن از این به بعد عاشقی رو با آ کلاه دار نوشت تا اون موقع بفهمی که سرت کلاه می ره یا نه.اما من میگم من هنوزم...
در ادامه خانم نگین وکیلی داستان کوتاه خود با عنوان"فریاد" رو خواندندکه متاسفانه علیرغم تاکید مکرر که اعضا باید مطالب قبلا در صفحه ای جداگانه نوشته و تحویل مسئول کتابخانه جهت درج در وبلاگ دهند ولی تاکنون تحویل نداده اند.
سپس خانم زهره رشیدی زاده داستان کوتاه خود در مورد شهید ابراهیم همت را خواندند که بسیار زیبا بود
آقای محمد احمدی شعری در مقام حضرت علی(ع) سروده بودند که درادامه می بینیم:
گذشت از سر کوچه، به دوش انبان داشت کسی که صورت خود را همیشه پنهان داشت
کسی که نیمه شب سر به چاه نخلستان ز هول و ترس خداوند، چشم گریان داشت
دوباره بوی خدا، کوچه کوچه پیچیده زمین زیر قد قدمهایش عطر باران داشت
شفق دمیده و چشمش هنوز بیدار است به لب دعا و مناجات و صوت قرآن داشت
برای مردم این شهر چود دعا می کرد دعا برای خودش نیز ترک آنان داشت
دوباره طفل یتیمی به پیشواز آمد و باز در نظرش انتظار یک نان داشت
قدم خرابه نهاد و خرابه در قدمش به رقص آمده و اشتیاق جانان داشت
دو چشم گوشه نشین خرابه در راه است فقط به آمدن او همیشه ایمان داشت
ندای مبهمی از آسمان به گوش رسید و مرد جانب مسجد قدم شتابان داشت
نوای هاتف قدسی ز گوشه محراب خبر ز فاجعه ای بد برای انسان داشت
تمام لذت عمر همین است که مولایم امیرالمومنین است(2)
جناب آقای احمد عابدی از دیگر اعضا شعری از فرامز عرب عامری خواندند که بسیار با معنی بود آٔقای علی احمدی نیز به مناسبت قطعه شعری به مناسبت مقام و منزلت حضرت (ع) سروده بودند به شرح ذیل:
آقای کهنه پوش فدای تو جان ما حق لدیک یا علیا مظهر الهدی
ای عدل تو زبانزد هر مجلس و نقال یا صاحب الرسول فی الضر و البلا
سلطان بی عمارت و بی کاخ و کهنه پوش دروازه علوم نبی جان مصطفی
ای وای از آن شقی که در آن صبح پر بلا برکند ریشه عدالت و زهد از میان ما
ای وای از آن شقی که به تیغ عناد و جهل افکند این چنینه آتش حسرت به جان ما
از خاک پر کشید و رفت غریبانه بو تراب افسوس و آه مانده به ج انهای بی نوا
زوج البتول رفته بر مهمانی رسول با سینه ای پر از حکایت بی مهری و جفا
دیگر نزاید همچو علی مادر کسی دیگر به دهر نیز نیاید چو مرتضی
در انتهای نیز آقای ملایی شعر زیر را خواندند: ای دل ز چه غمگینی مولات علی باشه او چشم دل احمد نور ازلی باشه
سر سلسله ی مردان کرار به هر میدان چشم دل و نورجان فیض نبوی باشه
قفل دل گمراهان بردست و دعای اوست جان داروی مشتاقان شاه علوی باشد
هجش ز پی قرآن آن مظهر بی نقصان آمد ز دل و از جان بی نقص و جلی باشد
در روز قدیر آمد الملکت رسول الله بعد ازتو پسرعمت مولا و ولی باشد
هر لحظه به خود گوید مجنون دل آکنده ای دل ز چه غمگینی مولات علی باشه
جلسه راس ساعت 19/30 عصر با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد به پایان رسید.
درد ودلهایتان را محبوس نکنید!!!
شاید شما هم حرفی برای گفتن داشته باشید! وعده ما : پنجشنبه ها ساعت 18/30
سالن مطالعه کتابخانه مسروری به دوستان خود اطلاع دهید برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
روایات وارده در شأن علی علیه السلام در منابع اهل سنت 1) على با قرآن و قرآن با على است امامت - روایات وارده در شأن علی علیه السلام در منابع اهل سنت 2)حق با على و على با حق آمیخته است و ابداً از هم جدا نمى شوند 3) پیامبر شهر علم و على باب آن 4) دوستان علی علیه السلام ـ مؤمن و دشمنان او منافق هستند 5) علی علیه السلام ـ و شیعیان او رستگارند 6) پیامبر صلى الله علیه وآله و علی علیه السلام حجت خداوند بر بندگانش 7) هر کس بر علی علیه السلام آزار رساند پیامبر صلى الله علیه وآله را آزرده است 8) دوست داشتن علی علیه السلام ـ (در اندیشه و عمل) سبب بخشش گناهان 9) اطاعت از علی علیه السلام ـ اطاعت از پیامبر است 10) علی علیه السلام رهبر تمام مؤمنین است 11) علی علیه السلام آقاى دو جهان است و دوستى او دوستى خدا است برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
پیامبر (ص):
«هر کس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده میشود حتی اگر تعداد آنها به تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوهها باشد…»
************** و آیندهاش بخشیده میشود» پس هر کس حق شناخت فاطمه را به جا آورد، شب قدر را درک کرده است» شب بیست و سوم» برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
[ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
عسگری الحکما ( عسگری ) : بنگر که حق الزوجه را چه اندک داده اند ؟ با این حق الولد دیگر از مکتب رفتن اولاد ذکور نیز باید چشم فرو بست .
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
به اطلاع کلیه اعضای محترم کتابخانه مسروری شهر حکم آباد می رساند جرایم دیرکرد کتاب های که از کتابخانه امانت گرفته اید در صورت عودت آنها به کتابخانه از تاریخ 1393/04/07لغایت 1393/05/06مورد بخشودگی قرار می گیرید.
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
[ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
[ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
درزمان های نه دوردوردور آسمان آبی و من هم کورکور برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
هفتمین جلسه انجمن ادبی در اولین هفته ماه مبارک رمضان استثنائا به علت برگزاری جلسه ختم قرآن در مسجد جامع ،راس ساعت 6/30 دقیقه عصر روز پنجشنبه 1393/04/13 در محل کتابخانه مسروری حکم آباد برگزار گردید. من متاسفانه نتونستم دراین جلسه شرکت کنم ولی از قرار معلوم تقریبا اکثر اعضا در این جلسه شرکت داشتند.طبق صبحتی که با آقای ملایی بعد از جلسه داشتم ایشان شعر طنز آقای علی احمدی و شعری طنز از محمد خرمشاهی را جهت درج در وبلاگ به بنده دادند که در ادامه می بینیم:
شعر طنز آٍٔٔقای علی احمدی از قدیم ایام پوشاک من و تو این نبود جنس پوشاک من و تو ساخته در چین نبود بود اگر روپوش و پیراهنی و مانتوی بن گمان پوشاک مردم جنسشان از چین نبود درمرام بانوان با عفاف این زمین جز حجاب و عفت و شرم و حیا آئین نبود زن چو مروارید در بطن صدف مستور بود این همه ساپورت پوش و مانکن رنگین نبود زندگی ساده بود و شرط های ازدواج ماشین شاسی بلند و مهریه ی سنگین نبود مایه فخر و مباهات و دلیل برتری باغ ویلای شما و شاسی ماشین نبود گر چه نان خور داشت بابا بیشتر حق ز ده لیک بهر روزی اولاد خود غمگین نبود بود محکم بند ایمان و حیای مردمان معصیت در کام مردم این قدر شیرین نبود الغرض هر چند وضع مردمان عالی نبود کوچه های شهر ما اینسان که هست آذین نبود لیک در دل های مردم بی گمان و بی گمان جز توکل،جزرضا، جز عافیت آئین نبود
سرکارخانم سحر ملایی نیز قطعه شعر طنزی از کتاب طنز میلاد ص 212 انتشارات کیهان چاپ اول 1376 از محمد خرمشاهی خواندند به شرح ذیل:
مشدی عباس، جهان جای تن آسانی نیست زندگی کردن امروز به آسانی نیست روغن ناب نباتی بخور و جیک نزن زان که دیگر اثر از روغن حیوانی نیست از همان روز که شد قیمت اجناس گران مثل سابق خبر ازدادن مهمانی نیست شکوه از دست گرانی همه دارند امروز منحصر بر قمی و رشتی و تهرانی نیست آنکه شد تابع فرهنگ اجانب به یقین یک چنین آدم بی عاطفه ایرانی نیست کله ی بنده که تاس ازغم ایام شده است هیچ محتاج به اصلاح و به سلمانی نیست پول باید بدهی تا بخوری ماهی و مرغ در هتل صرف غذا مفتی و مجانی نیست هست بالای سرت تا که خداوند چه غم زیر پای تو اگر قالی کرمانی نیست
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
|
||