|
کتابخانه مسروری حکم آباد بخش بزرگی از کشور را می توان در کتابها پیمود اندرولنگ
| ||
|
کتاب زیبای «روی دست آسمان»، اثر حجة الاسلام و المسلمین دکتر مهدی خدامیان آرانی،
گزارشی از حوادث مربوط به «غدیرخم» و پس از آن است. این اثر قصد دارد تصویری واضح از
غدیرخم در ذهن خوانندگان ایجاد کند و آنها را با حوادثی که در سال آخر زندگانی پیامبر
اسلام صلی الله علیه و آله رخداد نمود آشنا سازد.
اعضای محترم می توانند در آستانه عید سعید غدیر خم کتاب "روی دست آسمان" را از کتابخانه
مسروری به مانت بگیرند.
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
محل شروع مسابقه: پل آهنی در شمال حکم آباد جاده اسفراین محل پایان مسابقه: روبروی کتابخانه شادروان امیر مسروری حکم آباد ساعت شروع مسابقه: 16 شرکت کنندگان: 30نفر برنده اصلی مسابقه: مهدی ستوده جایزه اصلی: یکدستگاه دوچرخه چهار برنده قرعه کشی: 1- علی احمد آبادی2-رضا صفری3-عباس رامشینی4-حمید حکم آبادی جایزه ویژه چهار نفر: کارت هدیه مسئول برگزاری مسابقات: تربیت بدنی حوزه ا مام هادی(ع)- شورای ورزشی حکم آباد- شورای اسلامی حکم آباد
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
امروز به مناسبت 15 مهر و روز روستاها همایشی توسط بخشداری بخش عطاملک در سالن مطالعه کتابخانه مسروری راس ساعت 12 برگزار گردید.
مهمانان جلسه رئیس شورای شهرستان و رئیس شورای بخش های مرکزی و عطاملک و روسای شوراهای اسلامی و دهیاران کلیه روستاهای شهرستان جوین بودند.
فرماندار محترم و میهمانان د رنماز جماعت ظهرو عصر مسجد جامع حکم آباد به امامت حجت الاسلام بهار شرکت کردند و سپس وارد سالن برگزاری همایش شدند.
مجری برنامه: آقای توسلی رئیس شورای بخش عطاملک بودند.
برنامه با قرائت قرآن توسط آقای ابوالفضل برقی و پخش سرود ملی آغاز گردید.
آقای رضوانی بخشدار عطاملک ضمن خیر مقدم به حضار هدف تشکیل این جلسه را شرح دادند.
نوبت به تنی چند از اعضای شورا جهت بیان نقد و ایده ها و مشکلات رسید.
سپس فرماندار محترم به جایگاه رفته و سخنان خود را آغاز کردند.
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
وقتی که من بچه بودم،
پرواز یک بادبادک
میبردت از بام های سحرخیزی پلک تا نارنجزاران خورشید
آه،آن روزهای رنگین
آه آن روزهای کوتاه
آه آن روزهای رنگین
آه آن فاصله های کوتاه
وقتی که من بچه بودم،
خوبی زنی بود
که بوی سیگار میداد،
و اشک های درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن میآمیخت.
وقتی که من بچه بودم،
آب و زمین و هوا بیشتر بود،
و جیرجیرک
شبها
در متن موسیقی ماه و خاموشی ژرف
آواز میخواند.
وقتی که من بچه بودم،
در هر هزاران و یک شب
یک قصه بس بود
تا خواب و بیداری خوابناکت
سرشار باشد
آه آن روزهای رنگین
آه آن روزهای کوتاه
آه آن روزهای رنگین
آه آن فاصله های کوتاه
آن روزها آدم بزرگ ها و زاغ های فراق اینسان فراوان نبودند.
وقتی که من بچه بودم،
مردم نبودند.
وقتی که من بچه بودم
غم بود، اما کم بود
اسماعیل خویی سال 1347 برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
برچسبها: [ ] [ ] [ حسین ملکوتی اصل ]
|
||